قرار نبود ...

متن مرتبط با «۶۷ و خاوران» در سایت قرار نبود ... نوشته شده است

سالگرد عشقمون ❤

  • نیلوبلاگ

    وووویییی امشب یعنی دراصل فردا سالگرد عشقمونه وای خدا چقد زود گذشت چقد خوش گذشت باهات عشقم ما چفت همیم ما بدون هم میمیریمxa0 هیچوقت پشیمون نشدم از انتخابم امشب یه اعترافی هم کردی گفتی قبل اینکه باهم باشیم ب مامانت گفتی ک منو میخوای گفتم مگه دیده بودی منو گفتی اره اونروز ک فلفل میچیدیم و عروسی فاطمهxa0 خوشحالم ک خانومی تو هستم عاقاا واست خانوم میشم لیاقتش رو داری گل پسر❤...

    ادامه مطلب
  • ابوالفضلیا مجنون ابوالفضلن

  • نیلوبلاگ

    ببین دل خونم بازم میخونمxa0 دم آخر آقا تنهام نزار حسین هم باشه خودت هم باشیxa0 رقیه رو هم همراهت بیارxa0...

    ادامه مطلب
  • ۶

  • نیلوبلاگ

    فردا منو مامان و بابا قراره بریم خونه دایی خونه مادر بزرگ گل پسر هم میریم و شاید همو ببینیم واااااایییییی انقد خوشحالم دلم میخواد قرر بدمxa0...

    ادامه مطلب
  • ههعیی روزگار

  • نیلوبلاگ

    واای چ شبی بود تا6 صبح بیدار بودم خیلی دلم درد میکرد. مامان بغلم بود ولی دلم نیومد بیدارش کنم خیلی خسته بود. گناه داشت بیدارش کنم به گل پسرم گفتم حالم بده دیشب.ولی پیام نداد xa0الان ساعت 12 ظهره ولی دریغ از یه خبر که مردی زنده ای چیشدیxa0 هههععععییییییی روزگار...

    ادامه مطلب
  • بانو ..

  • نیلوبلاگ

    xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • زن بـــودن کـار ســاده ای نیست

  • نیلوبلاگ

    زن هــا میتــواننــد در اوج دلتنگی لبخنــد بـزننــدآواز بخـواننـد ، گلهای باغچه را قلمــه کنندغذای دلخـواهت را تــدارک ببیننــدکودکانه بـا بـچـــه هــا بــازی کننــدزن هــا میتوانـنــد بـا قلبی شکسته باز هم دوستت بدارندببخشنــد و بـخنــدنــدتــو از طـرز آرایـش مـوهــایــش یــا رنـگ لب هــایـش ، لباسش ، یـا حتی حـرف هــایشهــرگــز نمیتـوانـی حــدس بــزنـیزنـی که روبـرویـت ایـستــاده دلتنـگ یـا دلشکسته استزن بـــودن کـار ســاده ای نیست . . ....

    ادامه مطلب
  • مشترک مورد نظر...

  • نیلوبلاگ

    دیشب گل پسر xa0دل درد داشتxa0 بداخلاقم شده بود. گفت دلم درد میکنه سوالم نپرس نمیتونم جواب بدم تافردا. نگران نشو چیزی نیست امروز از صبح شاید 50 بار بهش زنگ زدم ولی خاموش بود. دلم میخواست اون زنرو خفه کنم از صبح تو گوشم میگه مشترک مورد نظر... بالاخره روشن کرد عاقا. شارژش تموم شده بود...

    ادامه مطلب
  • امروز

  • نیلوبلاگ

    امروز صبح ساعت 8:30 بیدار شدم . انرژی فوق العاده ای داشتم . آماده شدم ساعت 9ونیم به مامان گفتم و از خونه زدم بیرون عاشق اینم که تنهایی برم واسه خودم بچرخم .هندزفریمو گذاشتمو یه آهنگ شاد هم پلی کردم اول رفتم دکتر واسه چشمام اخه خیلی میخاره شبا. قطره چشم خریدمو اومدم بیرون اصلن دوست نداشتم با ماشین برم خیلی راه بود تا خونه ولی همه رو پیاده رفتم. لب جدول راه میرفتم. سرراهم عطر خریدم همه جارم دید زدم .کلی شیطونی کردمxa0 خیلی هم خوش گذشت بهم تنهایی خخخخ ولی جای گل پسر خالی بود سرم غر بزنهxa0 xa0...

    ادامه مطلب